امیر توپچی‌پور، صاحب امتیاز و سردبیر ماهنامه عصر تجارت؛

ایستاده در غبار

کد خبر: 6282
تقویم‌ها در روزهای پایانی اسفند، به عادت هر ساله، نوید رسیدن بهار و شکوفایی را می‌دهند. رسم دیرینه مطبوعات نیز در این روزها، نگارش تیترهای درشت از امید، روزهای روشن و تبریک‌های مرسوم است.

به گزارش عصر تجارت، تقویم‌ها در روزهای پایانی اسفند، به عادت هر ساله، نوید رسیدن بهار و شکوفایی را می‌دهند. رسم دیرینه مطبوعات نیز در این روزها، نگارش تیترهای درشت از امید، روزهای روشن و تبریک‌های مرسوم است. اما در فضایی که اکسیژن برای تنفس اقتصاد هر روز رقیق‌تر می‌شود، تزریق امیدِ واهی، نه تنها رسالت یک رسانه مستقل نیست، بلکه توهین به شعور مخاطبانی است که در طول سال گذشته، با گوشت و پوست خود سرمای استخوان‌سوزِ سیاست‌گذاری‌های اشتباه را لمس کرده‌اند.

سال ۱۴۰۴، سالِ توسعه، رشد یا شکوفایی نبود؛ سالِ «هنر زنده ماندن» بود. سالی که در آن، اقتصاد ایران به جای حرکت در مسیر پیشرفت، تمام انرژی خود را صرف خنثی کردن ضربات مهلکی کرد که نه از سوی تحولات گریزناپذیر جهانی، بلکه غالباً از سمتِ تصمیم‌گیران داخلی بر پیکره‌اش وارد شد. پیام اصلی این مطلب، نه تبریک عید، بلکه یک واقعیت عریان است: «ما هنوز ایستاده‌ایم، اما با زخم‌های بسیار»

این ایستادگی، محصولِ یک اقتصاد سالم نیست؛ بلکه نتیجه‌ تقلا و تاب‌آوریِ حیرت‌انگیزِ صنعت‌گران، تولیدکنندگان، کسب‌وکارها و سرمایه‌گذارانی است که در میان طوفانی از بی‌ثباتی‌ها، حاضر به تسلیم نشدند. در این مجال، به عنوان کالبدشکافیِ سالی که گذشت، باید نگاهی بی‌روتوش به آنچه بر ما رفت بیندازیم تا شاید چراغ راهی برای عبور از مه‌های غلیظِ پیش رو باشد.

بزرگ‌ترین عارضه اقتصاد ما، «فقدان ترسناک شفافیت» بود. در ساختاری که اطلاعات پیش از انتشار عمومی در دالان‌های رانت فیلتر می‌شود، رقابت سالم می‌میرد. شفافیت تنها یک شعار لوکس ماند؛ در حالی که بخشنامه‌های شبانه و تصمیماتِ خلق‌الساعه‌ پشت درهای بسته، پیش‌بینی‌پذیری اقتصاد را به صفر رساندند. وقتی تولیدکننده از نرخ ارز و مقررات فردای خود بی‌خبر است، توسعه جایش را به دست‌وپا زدن برای «بقا» می‌دهد.

این تاریکی و هجوم بخشنامه‌ها، بورس را از دماسنج اقتصاد به آوردگاهِ فرسایش سرمایه‌ها تبدیل کرد. در این قصه پرغصه، «سهامدار خرد» همیشه در انتهای صف اطلاعات است و تاوانِ قیمت‌گذاری‌های دستوری را می‌دهد. دولت در سال گذشته برای جبران کسری بودجه، دست در جیب شرکت‌های بورسی کرد؛ نتیجه آنکه تا وقتی این نگاه ابزاری و سایه سنگین پابرجاست، سهامداران به جای تحلیل چارت‌های مالی، باید درگیر رمزگشایی از شایعات سیاسی بمانند.

صنعت در منگنه؛ از قطعی انرژی تا تورم

تاب‌آوریِ واقعی را باید در سوله‌های کارخانجات و خطوط تولید جست‌وجو کرد. صنعت‌گر ایرانی در سال گذشته، شاهکاری از استقامت را به نمایش گذاشت. بحران ناترازی انرژی، دیگر یک هشدار برای آینده نیست؛ واقعیتی است که گلوی تولید را فشرده است.

در کنار قطعی انرژی، تورم لجام‌گسیخته، هزینه تامین مواد اولیه را روزبه‌روز افزایش داد. سرمایه در گردشِ بنگاه‌ها به شدت تحلیل رفت و همین موضوعات راه نفسِ بسیاری از کسب‌وکارهای کوچک و متوسط را بست. زنده ماندنِ تولید در چنین اتمسفری، نیازمند نبوغی بود که مدیران صنعتی ما با چنگ و دندان آن را به کار بستند تا چراغ کارگاه‌های‌شان خاموش نشود و کارگری بیکار نگردد. اما باید پرسید: این فنرِ فشرده تا کجا تاب تحمل دارد؟ صنعتی که سودِ حاصل از فعالیتش، حتی کفافِ استهلاک ماشین‌آلاتش را نمی‌دهد، تا چه زمانی می‌تواند با سیلی صورت خود را سرخ نگه دارد؟

رسالت رسانه در عصرِ انسداد

در چنین فضای سنگین و پر از انسدادی، نقش رسانه‌های اقتصادیِ مستقل، حیاتی‌تر از همیشه است. ما در «عصر تجارت» و «شهر بورس»، باور داریم که توسعه ملی نیازمند فضای نقد نخبگانی و کالبدشکافی صریحِ چالش‌های صنعتی است. رسالت ما، بزک کردن چهره‌ اقتصاد و انتشار اخبارِ سفارشی نیست. وظیفه ما، ایستادن در کنار سهامدار خرد، صدایِ رسای تولیدکننده بودن و تاباندن نور بر تاریک‌خانه‌های تصمیم‌گیری است.

رسانه مستقل باید آینه‌ای بی‌جیوه باشد که واقعیتِ اقتصاد را، هرچند تلخ، به سیاست‌گذار نشان دهد. در سالی که گذشت، تلاش کردیم تا جای ممکن، پناهگاهی برای تحلیل‌های کارشناسی و دور از هیاهوی کاذب باشیم. باور داریم که اگر قرار است اصلاحی در ساختار اقتصادی کشور رخ دهد، نقطه آغاز آن، به رسمیت شناختن بحران و پایان دادن به امیددرمانی‌های رسانه‌ای است.

چشم‌انداز پیش رو؛ واقع‌بینیِ تلخ اما ضروری

سال ۱۴۰۵ در حالی آغاز می‌شود که کوله‌باری از مشکلاتِ حل‌نشده را از سال‌های قبل به ارث برده است. چشم‌انداز پیش رو، نیازمند یک «واقع‌بینی تلخ» است. ما نیازمند تجهیز خود به استراتژی‌های محافظتی، درک عمیق‌تر از متغیرهای کلان و پرهیز از تصمیمات هیجانی هستیم.

سال جدید، سالِ معجزه‌های اقتصادی نخواهد بود. تداوم بقا در این ساختار، مستلزم هوشمندیِ مضاعف، چابکی در برابر تغییراتِ ناگهانی و مطالبه‌گریِ بی‌وقفه برای شفافیت است. ما ایستاده‌ایم؛ خسته، زخمی، اما همچنان با ریشه‌هایی که در خاکِ این سرزمین تنیده‌اند. این ایستادگی، سرمایه‌ای است که هیچ بخشنامه‌ای نمی‌تواند آن را مصادره کند.

به امید روزی که تقویم‌ها، نه فقط در حرف، که در عمل، راویِ بهارِ توسعه و شفافیت در اقتصاد ایران باشند. تا آن روز، ما در کنار شما، به مسیرِ آگاهی‌بخشی و مطالبه‌گری ادامه خواهیم داد.

این مقاله را به اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

جدیدترین اخبار